محمد حسن خان اعتماد السلطنه
737
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
كرد و در اين فن نشان عالى گرفت و پس از بازگشت به ايران به معلمى دواسازى و شيمى و فيزيك دار الفنون منصوب شد و قريب چهار سال در آن مدرسه تدريس مىكرد و كتب زياد در علوم مختلفه به زبان فارسى ترجمه كرد . وى خواهرزادهء ميرزا اسحق انور محلاتى از دراويش نعمت اللهى بود و دو پسرش ميرزا احمد و دكتر محمود هم از فارغ التحصيلان خوب دار الفنون بودند . اولى در زمان حيات پدر درگذشت و دومى به پيرى رسيد و بهجاى پدر معلم دار الفنون شد . ميرزا كاظم شيمى در 21 شوال 1313 فوت شد . استبداد حكام ( ص 174 - ص 128 چاپ اول ) اين استبداد در مقابل آزادى و مشروطيت نيست ، بلكه به معنى خودسرى است و كارى را بدون اذن شاه كردن . واكسيلبند ( ص 176 - ص 129 چاپ اول ) قضيه مربوط است به 8 رجب 1306 . اين واكسيلبند را حاج محمد حسن امين دار - الضرب از پاريس سفارش داده بود ساخته و فرستاده بودند و با الماس آن را آراسته شاه را از آن بسيار خوشآمد ، به حدى كه به قول اعتماد السلطنه اگر گرجستان و افغانستان را از روس و انگليس مىگرفتند اينقدرها اسباب خوشحالى نمىشد و هم او قيمت آن را زياده از ده پانزده هزار تومان نمىدانست ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 630 ، پنجشنبه 8 رجب 1306 ) تقويت ملكهء عفاف ( ص 179 - ص 132 چاپ اول ) ناصر الدين شاه دو حسن داشت كه قابل ذكر است . يكى آنكه نظر به ناموس مردم نداشت . ديگر اينكه در پى مال مردم عادى نبود ، مگر آنها كه مىدانست از خزانهء دولت استفادهاى بردهاند . در موقع كشته شدن هم چيزى نداشت .